دلنوشته های یه بچه ی طلاق...

اینجا یه بچه ی طلاق می نویسه از روزایی که پشت سرگذاشته و روزایی که پیش روداره

تبلیغات تبلیغات

سوم شهریور

خوب کارای امروزم ۳شهریور از تصوراتمم بهتر پیش رفت...فقط عذاب وجدان اینو دارم قرانمو تا این لحظه نخوندم واین حس خوبی نداره ...من میخوام قرائت میگن نذر میگن نمیدونم اما ۴۱روزه ی سوره ی حشرو بخونم وادا کنم وامروزم که روز دومه وگذشته نمیدونم میتونم الان مال امروزو ادا کنم وچند ساعت دیگه مال فردا رو یا نه الان فردا شده وباطله برام سواله این همش این وسط:/مرجعم ندارم:/ خلاصه که طبق الگوریتم خودم جلو میرم الان اینو روز دوم میخونم وصبحم مال روز سوم انشاالله خدا به
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها